|
|
|
|
|
كنم هر شب دعايي كز دلم بيرون رود مهرش
ولي آهسته مي گويم الهي بي اثر باشد نگو سرده داره خورشيد در مياد نگو تاريكه شبه غم سر مياد نگو از تنها شدن دلم شكسته تنها نيستي اون بالا خدا نشسته تنها نيستي اون بالا خدا نشسته نگو ابره كه تو آسمون مي تازه آسمون رو به قبله بازه بازه تو ميگي فردا ندارم كسي فردا رو نديده من ميگم فردا پراز روشني نور و اميده دل صافت مثل شيشه من ميگم زنده به عشقت دل صافت مثل شيشه من ميگم زنده به عشقت دل صافت مثل شيشه
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 6:50 توسط احسان
|
|
||